معرفی کتاب صبح جادویی

معرفی کتاب صبح جادویی

اگر سوال شما هم این است که برای شروع چه کتابی بخوانیم ، این پست را تا آخر دنبال کنید. در این پست کتابی را به شما معرفی می‌کنیم که می‌تواند در مسیر شروع کتابخوانی برای شما مفید باشد. کتابی که  برای شما جذاب است و شما را به مطالعه کتاب‌های بیشتر ترغیب می‌کند و معیارهای دیگری مانند حجم مناسب و نه چندان زیاد در آن رعایت شده است. البته هیچ‌وقت فراموش نکنید که ایده پیشنهاد کتاب تنها در ابتدای مسیر کتابخوانی می‌تواند به شما کمک کند و در ادامه این مسیر، این شما هستید که باید به سوال چه کتابی بخونم پاسخ بدهید و لیستی از کتاب‌های مورد نظر خود برای مطالعه را بر اساس نیازهایتان تهیه کنید.

معرفی کتاب:

موضوع این کتاب در نگاه اول شاید فقط نحوه بیدار شدن در صبح و سحرخیزی باشد اما خود من پس از مطالعه این کتاب به بُعد عمیق‌تر این کتاب پی بردم.

همان‌طور که می دانید ، همه ما می‌خواهیم خودمان و زندگی‌هایمان را بهبود ببخشیم. این موضوع به این معنا نیست که ما در زندگی‌مان مشکلی داریم، بلکه ما با یک نیروی غریزی و اشتیاق درونی برای پیشرفت و بهبود دائمی متولد شده‌ایم. من معتقدم که این اشتیاق، درون همه‌ی ما وجود دارد با این‌ حال بسیاری از ما هر روز بیدار می‌شویم و زندگی تقریباً یکسان و یکنواختی را تجربه می‌کنیم.

شاید بتوان گفت که این کتاب نقطه شروعی برای بهبود شرایط زندگی فعلی‌مان باشد که با هدف به وجود آوردن عادات خوب؛ سعی در ایجاد انگیزه برای به کار بستن تمامی انرژی و افزایش بازدهی در طول مدت طولانی دارد. این کتاب به سوالات زیر شما پاسخ میدهد:

شروع راه موفقیت، در شرایط بحرانی چیست؟

آدم‌های موفق چطور صبحشان رو شروع می‌کنند؟

عادات افراد موفق چیست و چگونه این عادات رو در خودمان ایجاد کنیم؟

چگونه عادات خوب را جایگزین عادات بد بکنیم؟

چگونه با شرایط اقتصادی بد ، انگیزه خود را حفظ کنیم؟

داستان این کتاب از این قرار است که ؛ در ابتدای کتاب به معرفی حال و روز سال 2008 نویسنده پرداخته. در آن سال آمریکا دچار بحران اقتصادی بدی شد که باعث شد خود نویسنده هم بدهی 425 هزار دلاری به بار بیاورد. (شاید بتوان گفت که شرایط اقتصادی حال ایران، بسیار همخوانی با سال 2008 آمریکا دارد)؛ در این زمان هال الرود (نویسنده کتاب) از لحاظ ذهنی، جسمی، احساسی و مالی به پایین‌ترین نقطه‌ی ممکن رسیده بود و زندگی را با پریشانی و ناامیدی سپری می‌کرد. در این زمان با مشورت با یکی از دوستان برای بهبود شرایط فکری و روحی خود ؛ یک روز صبح زودتر بیدار شده و به پیاده‌روی پرداخت. در حین پیاده‌روی یک واکمن هم همراه خود برده بود و به فایل‌های صوتیی درباره پیشرفت شخصی از جیم ران گوش می‌داد. گرچه قبلاً آن فایل را شنیده بود، یکی از جملات جمیز ران جرقه‌ای در فکر او به وجود آورد.

«سطح موفقیت شما به‌ندرت از سطح پیشرفت شخصی‌تان فراتر می‌رود؛ زیرا موفقیت چیزی است که شما با شخصی که به آن تبدیل می‌شوید جذبش می‌کنید، به‌عبارت‌دیگر سطح موفقیت شما در همه جنبه‌های زندگی به‌ندرت از سطح پیشرفت شخصی شما (دانش، مهارت‌ها، اعتقادات، عادت‌ها و …) فراتر می‌رود و معمولاً در موازات آن است.»

هال می‌گوید: این جمله را گرچه قبلاً شنیده بودم اما هرگز متوجه منظورش نشده بودم. گاهی اوقات چیزی را بارها و بارها گوش می‌کنید اما درگیر آن نمی‌شوید و به آن توجه نمی‌کنید؛ اما سرانجام ناگهان یک روز نظرتان را به خودش جلب می‌کند؛ زیرا شما آمادگی ذهنی دارید. خب آن صبح من آمادگی ذهنی داشتم و درنتیجه آن موضوع نظرم را به خودش جلب کرد. با شنیدن این جمله ناگهان از حرکت ایستادم این فلسفه می‌رفت تازندگی‌ام را به‌کلی دگرگون کند. ناگهان خودم را در برابر حقیقت دیدم. در مقیاس 1 تا 10 می‌خواستم به سطح 10 موفقیت برسم اما سطح پیشرفت شخصی‌ام در حدود 2 بود. شاید در یک روز خوب حدود 3 یا 4 می‌شد.
پی بردم که این مشکل همه ماست. ما در همه جنبه‌های زندگی، ازجمله سلامتی، خوشبختی، شرایط مالی، روابط اجتماعی، شرایط شغلی و شرایط روحی به دنبال سطح 10 موفقیت هستیم اما اگر سطح پیشرفت شخصی ما (دانش، تجربه، طرز فکر، باورها و …) در هر یک از جنبه‌های زندگی در سطح 10 نباشد زندگیمان همواره دچار کشمکش خواهد بود. دنیای بیرون ما همیشه بازتابی از دنیای درون ماست.

این جمله باعث شد که او سریعاً به خانه رفته و با سرچ در اینترنت و بررسی موارد مختلف در طی چند روز موفق شد شش منجی زندگی را پیدا کند که این شش منجی همان عادات افراد موفق و پولدار جامعه بود که با انجام آن‌ها، انگیزه خود را برای رسیدن به اهدافشان قوی‌تر و قوی‌تر می‌کرد.

این شش منجی شامل: ورزش صبحگاهی، سکوت، تلقین به خود (جملات تأکیدی مثبت)، تجسم خلاق، مطالعه و ثبت وقایع روزانه (نوشتن) بود که هال الرود با انجام ده‌دقیقه‌ای هرکدام از این منجی‌های زندگی که حدوداً انجام تمامی منجی‌های زندگی یک ساعت زمان می‌برد، توانست فکر خود را مرتب‌تر کرده و باعث شد پس از یک سال تمامی بدهی خود را به‌واسطه همین یک ساعت کار کردن روی خودش تسویه کند. شاید بگویید چگونه؟

بخواهم کامل‌تر توضیح بدهم این منجی‌ها به‌نوعی باعث ایجاد جرقه‌هایی برای بر طرف کردن مشکلات زندگی چه مالی، چه جسمی، چه روحی و … است که با کار کردن هر روزه بر روی هرکدام از این منجی‌ها، باعث بهبود عملکرد شخصی و رفتاری خود می‌شوید که در کتاب معجزه سحرخیزی به طور مفصل درباره این منجی ها صحبت کرده است.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید